{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تغییر

پارت اول(ساسونارو دنیای مدرن امگاورس)
دست محکمی دور بدنش بود...روی تخت مجلل ویلاهای اختصاصیه اوچیها بود
صدای نفس های آرام آلفای سردش را پشت گوشش حس میکرد...و دست پر قدرتی که انگار میگویید نمی‌تواند از سرنوشتش فرار کند
ساسکه تکانی خورد و بدن ناروتو را بیشتر به خودش چسباند
بر گوشش بوسه ای زد و گفت«امگا کوچولوم در چه حاله؟»
ناروتو اخم کرد...نه اخم عصبانیت...اخم تسلیم شدن..با صدایی آرام نجوا کرد«به تو چه»ساسکه اینبار گوش ناروتو را گاز گرفت..آروم..ناروتو ناله ای ریز کرد...ساسکه با اطمینان گفت«این طرز صحبت با من درست نبود جوجه کوچولو»ناروتو اینبار ساکت شد
ساسکه از روی تخت بلند شد...ولی قبل اینکه برود بوسه ای روی گونه ی نرم آمگای زیبایش ناروتو گذاشت
و بعد بلند شد و به سمت کمد رفت..لباس خوابش را با کت و شلواری سیاه رنگ عوض کرد و رفت سمت در و گفت«من میرم شرکت..تو مراقب خودت باش.ناهار بخور..برای شام هم برمی‌گردم..خداحافظ»
و رفت...ناروتو تنها ماند...تنهایی در آغوش گرفتش...هرچند هنوز خوابش می آمد...ولی بازهم نمیتوانست...جلوی پخش شدن نفرتش از آن لبخند چندش آور ساسکه بگیرد...اما در کنارش حسی دیگر هم داشت..حسی که حاضر نمی‌شد اسمش را بگذارد...لذت

اینم پارت اول لذت ببرین!❤️
ممکنه کوتاه باشه اما پارت های بدی طولانی ترن!قول میدم
دیدگاه ها (۳)

تغییر

خبر مهم

سلام دوستان آیا موافقین که سناریو بنویسم؟مثلا از انیمه ی نار...

ناروتو!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط